ســــــــوتـــــی بــــــــازار

زدم به بی خیالی. چیزی هم نشده ها..... ولی وایسادیم افسر بیاد

 

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی

ساده نگذشتم از این عشق ، خودت می دانی

من زمینگیر شدم تا تو ، مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد ؛

چوب ما را بخوری ، ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از  وامق و  مجنون شده است

می توانی عذرا باشی،  لیلا بشوی

می توانی فقط از زاویه ی یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی

 

                                                                  مهدی فرجی

 

rrfs_fd5co0.jpg (425×283) 

کی نوشتم؟ ۹۳/۱۲/۰۸ساعت 9 من کی ام؟ رضا امیری| |

دل اجاره می دهند و تن اجاره می کنند..اعتماد می کنند و اعتماد ، کردنی است !

بین ِاین جماعتی که خواهر و برادرند ، مرزهای سیم خاردار، از فروتنی است

 

میل جنسی ِ غزل ، به بیت های تا به تا ! تاب ِ تا به تا شدن.."شدن" که خود ،حکایتی ست !

 

شهر ِ مردهای خوش زبان و بد زبان و "زن"..زن که بین ِ اینهمه زبان –دراز ، بستنی ست..

 

بستنی ، مگس-گرفته ، آب می شود هنوز..تاک ِ دست-خورده، مست-خورده ،خورده می شود

 

خوشه ، رگ کند برای بچه ای که می رسد..بچه ای که شب-گرفته است و چشم-روشنی ست..

 

رنج ، وارد است از جهان، به جان و جانور...رنج ، وصله ای ست ، جور ِ هرچه بخت و هر چه رخت

 

رنج، اشتراک ِ سایه های بی شباهت است... هرچه هست،ناتنی است ، (گرچه رنج ِ ما تنی است)

 

رنج ِ ما تنی ست..تن به تن به روز می شود..رنج ِ انتقال ِ زخمهایِ زیر و رو ، به غیر!

 

"غیر "، عشق ِسابق است و مابقی تمام ،هیچ... "هیچ" ، انتخاب ِ اجتماع آدم آهنی ست...

 

هرچه هست ، جز نشانه نیست ، هرچه هست ، نیست می شود به همت عصای کیمیاگران !

 

از گلوله در گلوی سینه سرخها بخوان : مرگ ، شاهکار ِ بی بدیل ِ طب ِ "سوزنی"است..

 

جور-چین ِ اتفاق و تکه پاره های تن...اکتفا به آلت و به نام ، مرد و زن شدن..

 

خسته..خسته..خسته است و خسته ای و خسته ام...آی خسته ! کی ازین جهان ِ خسته ،خسته نیست؟؟

 

طاهره  خنیاگر 

 

8143_1368940329465027_orig.jpg (464×352)

کی نوشتم؟ ۹۳/۱۱/۲۳ساعت 13 من کی ام؟ رضا امیری| |

انتهــــای شک اگـــر انکار باشد بهتــر است

هر خطای فاحشی یک بار باشد بهتر است

مهر کس را بی گدار از قلب خود بیرون نکن

قبل هـــر اخراج اگر اخطار باشد بهتر است

هر که می خواهد به دست آرد دلی از سنگ را

در کنــــار صدق اگــــر مکار باشد بهتــــــر است

بیم خواب آلودگی دارد مسیر مستقیـم

راه اگر پرپیچ و ناهموار باشد بهتر است

روبروی خانه وقتی هرزه چشمی خانه کرد

جای چشــــم پنجره دیوار باشد بهتر است

بوسه با اکراه شیرین تر از آغوش رضاست

گاه جـای اختیـــار اجبار باشد بهتــر است

بوســه هــــای مخفیانه غالبا شیریـــــن ترند

پشت پرده دست اگر در کار باشد بهتر است

در کنارم در امانـــی از گـــــزند روزگار

گل میان بازوان خار باشد بهتر است

گیسوانت را بپیـــچ این بار دور گردنــــم

گاه اگر اعدام در انظار باشد بهتر است

تا بگیری پاسخت را خیره در چشمم شدی

گاه پرسش هرقَدَر دشوار باشد بهتـر است

چشم عاشق چون نداند قدر روز وصل را

دائمـــا در حسرت دیدار باشد بهتر است

شکوه های کهنه اما چــون لحافـــی چرکمُرد

بعد از این هم گوشه ی انبار باشد بهتر است

قیمت دنیــــای جاویدان بهای مرگ نیست

زندگی تنها همین یک بار باشد بهتر است


                                            اصغر عظیمی مهر


62813514154702459323.jpg (480×720)

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۶/۲۸ساعت 23 من کی ام؟ رضا امیری| |

پشت افکار نهیلیستی خود

کنـــج یک رویکرد خوابش برد

شهر را گشت و گشت، خسته نشد

شهــر را خسته کـــرد خوابش بــــرد

نصف شب بود، دختری تنها

دوره می کرد خاطراتش را

آنقدر دوره کرد تــا .... آخـــر

مثل یک دوره گرد خوابش برد

از "خدایا چقدر بدبختم

تا "خدایا ببخش مجبورم"

توی ماشین نشست و رفت ... که رفت

روی پاهای مرد خوابش برد

بار اول کمـــی عرق کــــرد و

سرخ شد بعد رفت توی اتاق

بعد با گریه روی تخت نشست ...

بعد با خـون و درد خوابش برد

یاد آورد روز آخر را

فحش ها زجه های مادر را

بعد با فحش "گم شو از خونه _

_ دیگه هم برنگرد" خوابش برد

نصف شب بود، دختری تنها

با کلنجار ها قدم میزد

چند ساعت گذشت و خود را از

روی پل پرت کرد ....

خوابش برد


                                                       مرتضی عابدپور لنگرودی


09591190481667395541.jpg (480×481)

     

                                                                            

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۶/۱۴ساعت 0 من کی ام؟ رضا امیری| |

جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست

بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست

شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...

خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!

آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی

گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی

نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی

منم و استرس و خاطره هایی عصبی

مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون

تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی

خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده

تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده

دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند

و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!

آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...

اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود

وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت

گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت

قرص را می خوری و پُر شده از سردردی

در زمان عوضی رفته و برمی گردی

آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!

خسته از اینهمه تردید به من می چسبی

مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده

مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!

در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم

بغلم می کنی و در بغلت می سوزم

قرص ماه منی و حل شده ای در آبم

بغلم می کنی و در بغلت می خوابم

دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...

شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!


                                   سید مهدی موسوی                

 

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۵/۳۰ساعت 16 من کی ام؟ رضا امیری| |

من و دیوار - و دیوار - و دیوار ... نشد

هیچ کس مثل من از پنجره بیزار نشد

 

بعد یک عمر، دلم خواست که آزاد شوم

که به ناچار، به ناچار، به ناچار نشد

 

من نمی خواستم آواره این شهر شوم

چه کنم هیچ کسی درد خریدار نشد

 

به خدا خسته تر از زخم زبان های توأم

صبر کن، حوصله کن، دست نگه دار...نشد

 

چند روز است که از خواب و خوراک افتادم

و کسی مونس من جز نخ سیگار نشد

 

نقشه دارم بنشینم و کمی فکر کنم

این که انگشت نمای همه ام، کار نشد

 

راستش، از تو چه پنهان، طی این مدت کم

تهمتی رسم نبوده که به ما بار نشد

 

گفته بودم که تو می آیی و یک چایی داغ ..

ولی از بخت بد حادثه انگار نشد

 

قسمت این بود، تو خورشید شوی- من شب تار

قسمت شب زدگان وعده ی دیدار نشد!

45358483108129712825.jpg (553×405)

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۵/۱۳ساعت 18 من کی ام؟ رضا امیری| |

25039715363519288704.jpg (480×480)

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۵/۰۷ساعت 1 من کی ام؟ رضا امیری| |
07648009261774130745.jpg (496×369)








کی نوشتم؟ ۹۲/۰۴/۲۴ساعت 19 من کی ام؟ رضا امیری| |


بسیار خوب 

خانمها آقایان وقته آپـــــه

Ok 

lady & Jentelmen 

it's time for Up 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به دوست خود دروغ بگو اگر آنرا افشا نکرد 

میتوانی حقیقت را به او بگویی 

63364466360560306978.jpg (225×225)

تو کافی شاپ نشسته بودم . یه دختر اومد گفت : ببخشید آقا؟؟؟

شما تنهایید؟؟؟!!!

با یه صدای خسته گفتم : خیلی وقته!!!!

.

.....

.

.

.

گفت: پس من این صندلی را میبرم اونور...صندلی کم داریم


59934388692166465242.jpg (225×225)


موقعی میتونه پیدات کنه که گم شده باشی 

وقتی همیشه هستی 

تلاشی واسه پیدا کردنت نمیکنه

.......

میگیری چی میگم ؟؟؟

73236962930405940232.jpg (500×331)


جاییکه بودن ارزشی نداره...نبودن منطقی تره...


94439310389330456957.jpg (300×336)



من واسه اینکه 

این دستها دیگه نلرزن خیلی زحمت کشیدم 

دیگه برنگــــــــرد



58495007433536169301.jpg (256×197)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام

میخواستم واسه " نیمه شعبان " مطلب بذارم 

دیدم زبان من و صفحه وبلاگم 

از مدح و ثنای آقامون عاجزه...

اما امسال "نیمه شعبان " واسه من خیلی فرق داشت 

مثل "محرم 91 "

خدایــــــــــا شکرت...

یه صلوات بفرستیم: 


96751225011353828789.jpg (259×194)


شـــب و روز خـــــــــــــوش



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن.1: نوشته بود "گوشه چشمهاتون را بکشید 

(شبیه ژاپنی بشین!!!!) 

بعد این عکسه اسمه عشقتون رو نشون میده..."

واسه من که درست کار کرد 



ـــــــــــــــــ


پ.ن.2:  بی همگان به سر شود....

بی توهم به سر شد....دیدی؟؟؟؟؟؟

دیگه شاخ بازی درنیاریا....

86029012498797558052.jpg (194×259)

کی نوشتم؟ ۹۲/۰۴/۰۴ساعت 19 من کی ام؟ رضا امیری| |




خدایا آسمانت چه مزه ایست؟؟؟

من که فقط زمین خوردم...

46518886729847072170.jpg (263×192)






اگر روزی داستانم را نقل کردی 

بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد

بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت

بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست

بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد

و

شاید بد بود اما

بدی کسی را نخواست...!



37753756675419570678.jpg (265×265)



نقـش یـــک درخــت خشک را

در زنـدگی بازی میکـنم

نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم

یا هیزم شکن پـیــر...!!

52711589708665685533.jpg (202×250)


یـــه زمـونــه ای شـــده كـه اگـه بـرای عشــقـت كــــوه هــم بكنـــی
بــه پــای فــرهـــــــاد بــودنـت
نمـی ذارن!!؟



مــی ذارن بــه پــای كـنــــــه
بــودنـت....!!!؟


31642363269384658081.jpg (264×191)




همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی

وقتـــی بغــــض میکـــُنی

وقتـــی دآغونــــی

وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه

دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ

انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی :

"بیخـــیآل"

56057906230414428180.jpg (254×199)


12303906669144273528.jpg (204×247)


دودی که از دهانم بیرون میاد ، دود سیگار نیست !
دلم سوخته


90749018195625863277.jpg (269×187)


ﺭﻭﺯﻫــﺎﮮ ﺑـﺎﺭﻭﻧـﮯ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﮯ “ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭَﻣـ”
ﻣَﻌﻠﻮﻣـ ﻧﻤـﮯﺷﮧ ﻣُﻨﺘﻈﺮ ﺗـﺎﮐـﺴﮯ ﻫَﺴﺘﮯ
ﯾﺎ ﺁﻭﺍﺭﻩ ﺧﯿﺎﺑـﻮﻧـﮩـﺎ…

ﺑُﺨﺎﺭ ﺗﻮﮮ ﻫَﻮﺍ ﻣـﺎﻝِ ﺳَـﺮﻣـﺎﺳﺖ ﯾﺎ ﺩﻭﺩ ﺳﯿﮕـﺎﺭ…

ﺭﻭﮮ ﮔـﻮﻧﮧ ﺍَﺕ ﺍَﺷﮑـﮧ ﯾﺎ ﺩﻭﻧﮧ ﻫـﺎﮮ ﺑﺎﺭﻭטּ…!!!
08324111669872271719.jpg (285×177)

عمریستــ خـــودم را به خریتـــــــ زده ام ….
دلــم برای آن روی سگـــــم تنگــــــــ شده…


12943542721427283043.jpg (460×339)


بیزار باش از معشوقی که
اسم هرزگی هایش را بگذارد "آزادی" .
اسم نگرانی هایت را بگذارد"گیر دادن" 
و برای بی تفاوتی هایش"اعتماد داشتن به تو" را بهانه
کند ...
53781111593264915102.jpg (240×175)

شب خوابیدی تو تخت خوابتو هی ول میخوری ...بعد گوشیتو برمیداری و مینویسی« خوابم نمی بره »سرد میشی ...بغض میکنی ...خرد میشی ...وقتی که می بینی هیچکسو نداری که اینو واسش بفرستی.........




73334124701686789602.jpg (208×243)



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن.1: هـــــمـــــــه میـــــــــــگـــــن جنـــــــــــون دارم....


18191965146987863630.jpg (439×655)
کی نوشتم؟ ۹۲/۰۳/۱۹ساعت 12 من کی ام؟ رضا امیری| |

آخرين مطالب
» می توانی بروی قصه و رویا بشوی
» دل اجاره می دهند...
» بهتر است...
»  خوابش برد....
» خاطره های عصبی
» نشد...
» Photo up
» Photo up
» بــــــــــــــی هــــــمـــــــــگــــــان...
» فــــــــــــــوران


 Design By : MRAS